أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

722

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 32 ) . سپس گفته مىشود كه اين نوع به رنگ‌هاى گوناگون است و به همين جهت واژهء « سرخ » زيادى به نظر مىرسد . ( 33 ) . كروانى ، نسخهء فارسى : كردآن . ناحيه‌اى با نام مشابه نيز در فرغانه است . بارتولد ، I ، 219 . ( 34 ) . بالاتر عقيده ثابت بن قره ذكر شده بود كه عسل خوب در آتش مىسوزد . ( 35 ) . نسخهء الف : آواز ، نسخه فارسى : أوواز ، طبق I , Vullers ، 56 ، آواز ممكن است به معناى « بلبل » باشد . اين قطعه در نسخهء فارسى با واژه‌هاى « ابو ريحان گويد » آغاز مىشود . ( 36 ) . الحدأة ، قس . Lane ، 526 ؛ نسخه فارسى : غليواج ، قس . II , Vullers ، 618 . ( 37 ) * * * . در Picture ، 127 درج شده است . ( 38 ) . الميفختج ، نك . شمارهء 266 ، يادداشت 4 . ( 39 ) . السنّوت ، قس . Lane ، 41 - 1440 . ( 40 ) . افزوده در حاشيهء نسخهء الف : « در « الخبر » [ گفته شده است ] : اگر چيزى از مرگ نجات مىدهد ، اين روغن [ السمن ] و سنّوت است » . اين روايت را فرهنگ‌ها نيز مىآورند اما در آنها به‌جاى روغن ، « سنا » آمده است : « لو كان شىء ينجى من الموت لكان لسّنا و السنوت » ، نك . لسان العرب ، II ، 47 ؛ تاج العروس ، I ، 556 . ( 41 ) . چه كسى ، معلوم نيست . ( 42 ) . معناى بيت روشن نيست . در پى آن در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 89 ب افزوده شده است : « به خط الامام محمد ( الزكى - واژهء ناخوانا ) : عسل « آب دهان زنبور عسل » [ لعاب النحل و ريقه و مجاجه ] ، « وادارندهء فراموشى » [ سلوى ناميده مىشود ] ، زيرا وامىدارد تا تمام شيرينىها را با برترى خود از ياد ببريم . آن را ذوب هم مىنامند زيرا ، هنگامى كه موم را از آن جدا مىكنند ، ذوب مىشود . الضرب عسل سفيد ، نيز عسل‌شان [ الشهد ] است . دست افشار و مشت افشار ( الدستفشار و المشتفشار ) [ عسل ] فشرده با دست است نه با پا . سسرد عسل را به چهار نوع تقسيم مىكند : عسل زنبورهاى [ معمولى - عسل الدّبر ] ، عسل زنبورهاى نر [ عسل اليعاسيب ] و [ زنبورهاى ] نظير آنها ، عسل زنبورهاى درشت و عسل زنبورهاى ريز » . طبق Dutt ( 278 ) توصيف هشت نوع عسل را به سسرد نسبت مىدهند . 706 . عشر 1 جالينوس تيثيملس 2 [ مىنامد ] ، حنين مىگويد كه اين عشر است و موجب شكم‌روى مىشود . نوعى [ از عشر ] يافت مىشود كه اگر انسان در سايه‌اش بنشيند ، برايش زيان‌آور و گاهى نيز مرگ‌آور است و به همين جهت بايد از آن دورى جست . در كتاب السموم [ گفته شده است ] : شيرابهء عشر بسيار گرم است ، سه درهم از آن